خواهيم ديد يكي از بزرگ‌ترين آنان ــ باز هم يك انگليسي به نام رابرت گروستست بود. او در حدود 1241، نخستين ترجمه‌ٴ كامل لاتيني اخلاق نيكوماخوسي را، همراه با شرح‌هاي‌ اوستراتيوس نيقي و ميخائيل افسسي بر آن‌، فراهم ساخت‌، هم‌چنين خلاصه‌ٴ آن را نوشت‌، و آثار متعدد ديگري را از ارسطو، ديونوسيوس آريوپاكوسي‌، يوحناي دمشقي‌، و سويداس ترجمه‌ (ياتلخيص‌) كرد. گروستست و بازينگستُك دوست بودند، از اين‌رو، مي‌توان فرض كرد كه‌ يوناني دانستن گروستست‌، اقلاً تا حدي‌، از نتايج بعيد تصرف قسطنطنيه توسط سربازان لاتيني‌ بوده باشد.
از سوي ديگر، صليبيان بسياري از نسخه‌هاي خطي را نابود كردند، و بقاياي آثار مكتوب‌ باستاني يونان مسلماً پس از 1204، كمتر چشمگير بود تا پيش از آن‌1.

خلاصه‌

بهتر است ببينيم در اثناي نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌، كدام آثار يوناني و عربي در دسترس غرب قرار گرفت‌.
طبعاً از ارسطو شروع مي‌كنيم‌. مايكل اسكات‌، كتاب السماء و العالم و احتمالاً كتاب‌النفس را به لاتيني ترجمه كرد؛ كتاب‌الحيوان را هم او (پيش از 1220)، و اندكي بعد، پدرو گالِگو ترجمه‌ كردند؛ و كتاب‌اخلاق را گروستست در حدود 1241، ترجمه كرد. اخلاق و سياست مدن را حَرِزِي‌ به عبري ترجمه كرد؛ و كائنات جو را سمويل بن تِبّون‌. غير از ترجمه‌ٴ گروستست‌، كه مستقيماً از اصل يوناني برگردانده شد، همه‌ٴ اين ترجمه‌ها از عربي صورت گرفت‌، كائنات جو قبلاً، به زبان لاتيني‌ در دست بود. مقارن نيمه‌ٴ سده‌ٴ سيزدهم‌، ماتيو لوويلَن آن را از لاتيني به زبان فرانسه ترجمه كرد.
بدين ترتيب‌، افزايش معلومات ارسطويي هم در ميان يهود و هم در قلمرو مسيحيت‌ چشمگير بود. شواهد غيرمستقيم آن در واكنش ضدارسطويي ديده مي‌شود كه در 1210، در پاريس‌، پديدار شد و با سرعت رشد كرد.
مي‌پردازيم به ساير آثار يوناني‌: كتاب‌النبات نيكولاي دمشقي را آلفرد سارشلي به لاتيني‌ ترجمه كرد؛ رساله‌اي در باب تدبير منزل را پدرو گالِگو؛ دستور زبان يوناني را جان بازينگسُتك‌. مسلماً اين بسيار كم است‌، ترجمه به عبري چشمگيرتر بود. يعقوب آناطولي‌، مجسطي و تلخيص‌ المجسطي ابن رشد را (حدود 1233) ترجمه كرد؛ حَرِزي چند رساله‌ٴ منسوب به جالينوس را؛ ابن‌ حَسْدَي داستان برلعام و يوذاسف را. ترجمه‌ٴ مجسطي فقط از لحاظ يهوديان اهميت داشت‌، چون‌ اين تأليف عظيم قريب نيم سده‌ٴ پيش‌، در جهان لاتيني معرفي شده بود (1160، 1175).
پيش از بحث درباره‌ٴ آثار عربي مربوط به موٴلفان معلوم بهتر است از چند اثر ناشناس ذكري كنيم‌.


1. M. R. James, The wanderings and homes of manuscripts,14 , London 1919